![]() |
![]() |
|
| هیچکی نمیتونه بفهمه که دلم از چی گرفته ... هیچکی نمیدونه که چرا قلبم تا حالا یک دفه شکسته |
|
یه نگاه کن به چشمای ترم ببین از همه دیوونه ترم کاش میدونستی چقدر میمیرم برات دلم از همه دنیا فقط تو رو میخواد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/02/03ساعت 18:39 توسط احسان |
|
|
* کلام آخر * با سلام به تمام دوستان عزیزم نمیدونم چطور شروع کنم اما امروز یه روز خیلی عزیزه برای من خیلی ... امروز روزیه که کسی که تمام آرزوی من بود متولد شده آره امروز روز میلاده عشق منه اما این روزگار لعنتی که بی رحم ترینه بی رحم هاست نزاشت تا ما به هم برسیم... نمیدونم چرا اما حتما تویه جهنم از خدا میپرسم که چرا خدا نخواستی؟ چرا... اصلا چرا تو این دنیایه بزرگ عاشقا از هم جدا میشن ، این چه حکمی از عشقه که فقط غم که باقی میمونه کــــاش ای کـــــــــــــــــاش ...
... فکر نکنم دیگه حتی بیایو وبلاگمو ببینی امـــا تولدت رو هزار بار بهت تبریک میگم و برات آرزوی موفقت میکنم تو تمام مراحل زندگی، از همون خدا میخوام که خوشبخت ترین دختر رویه زمین باشی و بزاره لااقل خوشبختی توببینم به قرآن دیگه هیچ آرزوی ندارم جز مرگ .اینم بدون که خــــــیــــلــــی دوست دارم .
... من این وبلاگو از وقتیکه شناختمت ساختم و تنها امیدم برای ادامش تو بودی اما الان که ازم دوری دیگه برایه همیشه تعطیلش میکنم...
... در آخر از تک تک دوستان عزیز و وفادارم که تو این مدت من رو تحمل کردن تشکر میکنم و یه زندگیه رویایی رو براتون آروز میکنم و از خدا میخوام که هیچ وقت احساس تنهایی نکنید چون زندگی کردن تو تنهایی خیلی مشکله ! من دیگه این وبلاگ رو آپ نمیکنم اما گاهی سر میزنم و اگر بتونم حتی شده با یه نظر، لطفتون رو جبران میکنم . (ممنون از همه) ...
حلال کنید ... خدا نگهدار
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/08/08ساعت 0:8 توسط احسان |
|
|
از اینجا که پر از غمه خسته شدم میخوام برم قلبمو که دادم به تو دیگه باید پس بگیرم اگه یه روز دردایه دنیا بریزه تو قلب من ستاره ها خاموش بشن توآسمون شب من من میرم دیگه میمیرم
خداحافظ دیگه رفتم حتی نشد واسه یه بار ... بدی هاتو خوب کنم خورشید و کشتم تا دیگه خودم به جاش غروب کنم دل میسوزه ازم نخواه که بیش از این اسیر این قفس باشم هیچی نمونده از دلم خاکستره دوآتیشم خسته شدم دلم گرفته این روزا غم خونه کرده تو صدام بارون غصه انگاری میباره تو ترانه هام
عاشق شدم خسته شدم دیگه میرم گریه نکن بیا بریم ازعشق دیگه نگیم ... درده عشقی که کشیدیم جز خدا دیگه به کسی نگیم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/07/12ساعت 1:17 توسط احسان |
|
|
دارم پرواز میکنم با بال غم قسمت نبود بشیم ما مال هم بیا عزیزم سرتو رو شونم بزار واسه دیدنت دلم کشید انتظار ولی رفتن مشخص بود از صدات ولی رفتن مشخص بود از نـگات
از صدات دارم میفهمم که دلت خاموش و سرده کاشکی که می فهمیدی دله من هواتو کرده
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/06/12ساعت 15:52 توسط احسان |
|
|
تا به کی اشک و زاری اسیر غصه خوردن تنگ غروب غما رو با خود به خونه بردن قصه ی یک سرابو تا کی تا کی شنیدن به گریه خو گرفتن به غصه دل سپردن کسی که یک لحظشو آروم به سر نبرده تسبیح عمر خود رو تا نیمه هاش شمرده دلی که از دست غم لقمه ی زهر خورده افتاده کنج قفس اما هنوز نمرده . . !
کسی که صحرا ها رو نفس زنون دویده به جای چشمه ساران به شوره زار رسیده کسی که هر روز و شب غم زده و افسرده خودش رو توی امواج دست خدا سپرده
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/05/24ساعت 12:43 توسط احسان |
|
|
گفتم ای خوبم به فریادم برس افتاده ام از پا ولی باور نکردی گفتم از نامهربان بودن پشیمان میشوی فردا ولی باور نکردی گفتم از ناباوری مردم بیا و باورم کن کم کن آزارم که می مانی تک و تنها ولی باور نکردی
اشک من را دیدی و خندیدی و خونسرد رفتی سوختن ها رو تماشا کردی و پرپر زدن ها را ولی باور نکردی
من به تو خوبی نمودم تو بدی کردی به من گفتم ای غافل ندارد ارزش این دنیا ولی باور نکردی
اگه زندگیم فنا شه طعمه ی خشم خداشه یا که در حسرت عشقت روحم از بدن جدا شه
اینو بدون که تا ابد من تورو میپرستم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/05/07ساعت 1:52 توسط احسان |
|
|
ای خدا … کو در باز امیدی که به رویم تو نبستی نه تحمل به اسارت نه امیدی به رهایی غصه بعد از غصه غم دنبال هم ضربه روی ضربه ماتم پشت هم من نمیدونم چرا این زندگی بر سرم بارد مصیبت دم به دم
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه غم با مرگ ، مگر قلب مرا رها کنه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/03/16ساعت 22:50 توسط احسان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
احــســان ( 25 / 11 / 1365)
شـاهين شهر قلب اصــفهــان از زندگی دو چیز آموختم..؟ 1) مرگ آرزو 2) آرزوی مرگ خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت بزار مهمونت کنم من تو رویه جمله دیـــدی کــه دلــت مـی گـیـره تــو غــروب جــمــعــه . . . حرف منو گوش کن … ارزش داره ! دلت گرفته میفهمم منم عین تو ام بدجوری تنهام باورکن،ولی میدونی نبایدناامیدبشیم، بدترغرق میشیم نباید بزاری که گره ی اون گله ، تو دل تو بره که به تو بگه نمیتونی ، برسی بهشو میگی بده به دل گله مند منو ، میگم اینو بشنو اینو ………… فکرمیکنی فقط تواسیرغم غصه’ بزار به تو نشون بدم همون پستری ازبچه ای گرسنه که درحال مردنه یه لاشخور هست درانتظارخوردنه … یامـــنـــو ببـین چـــرا راه دور بریم برو ازتاریکی همه چی روتو نورببین … |
|
RSS
|